گاییدن - معنی در دیکشنری آبادیس
Ava Robinson
Updated on April 08, 2026
درآمدن شوی بر زن ؛ دخول. مباشرت : ملکی از ایشان غلبه گرفت و عروسان را دوشیزگی بردی پیش از درآمدن شوی. ( التفهیم ) .
کار زنی یا دختری را ساختن ؛ با او آرمیدن.
بزن دست بر شکر من تک تکک تک
... [مشاهده متن کامل]
چنان چون زغاره برد مهربانو.
؟ ( از لغت فرس اسدی ، نسخه خطی نخجوانی ) .
|| ( اِمص ) جماع. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . آرمیدن با زن.
کوشیدن
آرمیدن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) . مجامعت : و کوشیدن با غلام بعد از آنکه هم در شریعت حرام است و هم خلاف طبیعت آفرینش است و هم سبب انقطاع نسل است و هم نزدیک همگنان زشت است. ( ذخیره خوارزمشاهی ، یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) .
آرمیدن و مجامعت کردن با : و فساد بسیار کردندی و با غلامان گرد آمدندی ، چنانکه با زنان گرد آیند [ قوم لوط ]. ( ترجمه ٔ تاریخ طبری بلعمی ) . اندر سرای هارون نیکوترین همه کس عباسه بوده از زنان بنده و آزاد و جعفر نیز بغایت خوب صورت بود و ایشان را هر دو با یکدیگر رای گرد آمدن بود از پنهان هارون ، هر دو با یکدیگر گرد آمدند وعباسه از جعفر بار گرفت. ( ترجمه ٔ تاریخ طبری بلعمی ) .
... [مشاهده متن کامل]
به گرد آمدن چون ستوران شوند
تگ آرند و بر سان گوران شوند.
فردوسی.
صورتهای الفیه کردند از انواع گرد آمدن با زنان همه برهنه. ( تاریخ بیهقی ) . و این خانه را از سقف تا به پای صورت کردند. . . از انواع گرد آمدن مردان با زنان. ( تاریخ بیهقی ) .
واقعه. [ م ُ ق َ ع َ / ق ِ ع ِ ] ( از ع ، اِمص ) مواقعة. مواقعت. نبرد و پیکار. ( ناظم الاطباء ) . حرب : ابوالفضل هروی منجم با مؤیدالدوله مواضعه کرده بود که در آن مواقعه صبر می کند تا مریخ به درجه هبوط رسد. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 70 ) . خبر مواقعه ایشان به سلطان رسید. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 405 ) . بهاءالدوله لشکری به مواقعه او فرستاد. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 314 ) .
... [مشاهده متن کامل]
- مواقعه کردن ؛ جنگ کردن. جنگیدن. به حرب پرداختن. نبرد کردن. رزمیدن. ( از یادداشت مؤلف ) .
|| آرمیدن با زن. آمیزش. مقاربت. مجامعت. مواقعت. مباضعت. مباشرت. مضاجعت. جماع. وقاع. مباضعه. بضاع. نزدیکی. آرامش. آرامش با. . . صحبت. ( یادداشت مؤلف ) . و رجوع به مواقعة و مجامعت شود.
مُرزیدن را گوینده
مُرزنده=جماع کننده
مُرزیده=جماع شونده
احتمالا با واژه های جان یا همون گیان ( زنده )
و گیاه و زندگی از یک ریشه باشه
و یه کاری هست واسه بوجود آوردن یا زندگی بخشیدن و تولد
جماع بصورت قهری، جماع بصورت قهری و لذت بردن از آن، با تخریب شخصیت طرف مقابل
انجام عمل بصورت قهری، در فرهنگ ما. ،
تا انتهای تحت وی فرو کردن و گایش بسیار سخت.
سکس: سپوژ در پهلوی ساسانی
سکس کردم: سپوختم
سکس میکنم: می سپوزم
گُشنی کردن
خفت و خیز
مَرزیدن
نزدیکی
آمیزش
کردن
پدر کسی را درآوردن با میله یا آلت قطاله. نمودن. کسی را انجام دادن
فروکردن در عمق درد شدید
=صورت دادن کار زن را ؛ آرمیدن با وی. با او هم بستر شدن :
بدو گفتم تو صورت را نکو گیر
که من صورت دهم کار خود از زیر.
ایرج میرزا.
به عربی خوزستان ( نیچ )
مثال:
گاییدمت :نیچتک
میگایمت:انیچک
ته بیخ میکنمت:انیچک للعرج یا انیچک للخصاوی
کونی: منیوچزامیدن به معنای ازدواج کردن است و همریشه با داماد فارسی، dāmāt فارسی میانه و zāmātar اوستایی است. فرهنگستان نیز واژگان "زامیاخته" و "زامه زا" را با استفاده از این واژه برساخته است. از ریشه نیاهندواروپایی ( PIE ) *gem ( e ) به معنی ازدواج کردن می باشد و با یونانی gamete و سانسکریت jamih و jama و لاتین gener همریشه است.
... [مشاهده متن کامل]
به نظر شما ارتباطی بین ریشه های دو فعل زامیدن و گاییدن وجود دارد؟
مورد عنایت قرارگرفتن
گائیدن : کردن با قساوت قلب و از سر کینه
به گا رفتن : نابود و داغون شدن
گائیده شدن: مفعول مفلوک بودن
انجام دادن ، ، بوجود آوردن
نمودن , کردن,
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٦)