shell out - معنی تخصصی در دیکشنری آبادیس
Michael Gray
Updated on April 08, 2026
1. You won't have to shell out a fortune for it.
[ترجمه گوگل]شما مجبور نخواهید بود برای آن پول خرج کنید[ترجمه ترگمان]تو مجبور نخواهی شد شانسی برای این کار پیدا کنی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
2. I shall be expected to shell out for the party.
[ترجمه گوگل]از من انتظار می رود که برای مهمانی هزینه کنم[ترجمه ترگمان]من انتظار دارم که او برای مهمانی حاضر شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
3. And for this sort of performance, local taxpayers shell out roughly $ 360, 000 a year.
[ترجمه گوگل]و برای این نوع عملکرد، مالیات دهندگان محلی تقریباً 360000 دلار در سال هزینه می کنند[ترجمه ترگمان]و برای این نوع عملکرد، مالیات دهندگان محلی حدود ۳۶۰، ۰۰۰ دلار در سال توزیع می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
4. But how readily will they shell out hundreds for a similar-sized piece of software?
[ترجمه گوگل]اما چقدر راحت صدها را برای یک نرم افزار با اندازه مشابه هزینه می کنند؟[ترجمه ترگمان]اما چگونه آن ها به راحتی صدها نفر را برای یک نرم افزار مشابه طراحی می کنند؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
5. Others continue to shell out money.
[ترجمه گوگل]دیگران به پرداخت پول ادامه می دهند[ترجمه ترگمان]دیگران به جمع آوری پول ادامه می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
6. Not wanting to shell out £1500 to £2500 for a replacement, he started looking around for a solution.
[ترجمه گوگل]او که نمیخواست 1500 تا 2500 پوند برای جایگزینی بپردازد، شروع به جستجو در اطراف برای یافتن راهحل کرد[ترجمه ترگمان]او به دنبال یافتن راه حلی برای یافتن راه حلی برای حدود ۱۵۰۰ پوند به ۲۵۰۰ پوند مصر نبود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
7. I was the one who had to shell out for the food.
[ترجمه گوگل]من بودم که باید برای غذا پول می دادم[ترجمه ترگمان]من تنها کسی بودم که مجبور بودم برای غذا حاضر به شم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
8. And do you shell out major coin for them?
[ترجمه گوگل]و آیا برای آنها سکه عمده می پردازید؟[ترجمه ترگمان]و یه سکه بزرگ برای اونا درست می کنی؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
9. I had to shell out five pounds.
10. Must I shell out for the party.
11. I shall be expected to shell out the money for the party.
[ترجمه گوگل]از من انتظار می رود که پول را برای حزب خرج کنم[ترجمه ترگمان]انتظار خواهم داشت پولش را برای مهمانی حاضر کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
12. He to shell out a lot of money for the date.
[ترجمه گوگل]او پول زیادی برای تاریخ خرج می کند[ترجمه ترگمان]او برای این تاریخ پول زیادی تهیه می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
13. Advertisers to shell out a lot of money for this targeting.
[ترجمه گوگل]تبلیغ کنندگان برای این هدف گذاری پول زیادی خرج می کنند[ترجمه ترگمان]باید پول زیادی برای این هدف گرفته باشه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
14. That reflects a very British disinclination to shell out on management training.
[ترجمه گوگل]این نشاندهنده بیمیلی بریتانیاییها برای هزینهکردن در مورد آموزش مدیریت است[ترجمه ترگمان]این نشان دهنده عدم تمایل بسیار انگلیسی به شرکت در آموزش مدیریت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید